کاش می تونستم

کاش می تونستم

کاش میتوانستم با دستانی که محکوم به نوشتنند تنهاییم، دلتنگیم و سکوت سرد فاصله ها را برایت نقاشی کنم. کاش میدانستی عشق چه رنگی دارد تا میتوانستم از دلتنگی هایم با همان رنگ برایت بوم بسازم. کاش میتوانستی شب هنگام با بالهای شیشه ای خیالت تا رویاهای شکستنی خیالم پرواز کنی. دستانم را بگیری و تا ته زمان با من سخن گویی. کاش می دانستی هر شب در تکرار لحظه ها خسته از سکوتی بی انتها با ... بیشتر بخوانید »

دروغ چرا؟

دروغ چرا؟

جهان دروغ حدود یك ماهیه در پی اونم كه بدونم دوستام چطورین، چه اخلاقی دارن، منظورم از پشت به عنوان نفر سوم نگاه كنم! به نظرم همه چی دروغ میاد همه دروغ میگن تا به جایی برسن ، آخر این بالا دستا كجاست؟ راه های بهتری واسه رسیدن به اون بالا بالا ها نیست؟ یكی نیست به من بگه چرا؟!   آخه چقدر؟! چقدر دروغ؟! دروغ پشت دروغ… یعنی رسیدن به اونجایی كه می خوای اینقدر برات ... بیشتر بخوانید »

دیگه نمی خوام

دیگه نمی خوام

یه چند روزیه از تنهایی و دل گرفتی های خودم می گم. این دیگه آخریشه. در تنهایی خود لحظه هایی را برایت گریه کردم. در بی کسیم برای تو که هیچكس و همه کسم بودی گریه کردم. در حال خندیدن بودم که به یاد خنده های سرد  ولی تلخت گریه کردم. در حین دویدن در کوچه پس كوچه های زندگی بودم که ناگاه به یاد لحظه هایی که بودی و اکنون نیستی ایستادم و آرام گریه کردم. ... بیشتر بخوانید »

هنوز دلبسته ام

هنوز دلبسته ام

با تابش هر نگاه مبهم در طلوع دلگیرم، بوی دل انگیز غروب موجی می خروشد. با هر ندای دل فریب، قلبم حرف کوچ می زند. اینک غزل‌های آشنایت که بویی غریب می‌دهد، چرا دستانت به من یك ذره امان نمی دهد ؟! نمی دانم چطور شد ولی شد. حال خیلی پشیمانم، خیلی خیلی بیشتر از آنی كه فكرش را می كنی. اگر هنوز این حرف‌های کهنه را تکرار می کنم، می‌خواستم بدانی به لبخندهای سردت هنوز دلبسته‌ام پی نوشت: ... بیشتر بخوانید »

کمی روشن

کمی روشن

لحظه های زندگی من دارن میگذرن. آهسته تر می دوند. پلک نمیزنم. حماقت نمیکنم. در سکوتی عمیق و عمیق تر غرق شده ام. سکوت رو میپرستم. حوصله ام تموم شد، حافظه ام ضعیف شد، زندگیم خیلی عادی شد، شب و روزم یکی شد، بیداریم تموم شد و سکوتم حقیقی شد که روشن تر از خاموشی ندیدم. بیشتر بخوانید »

دلم گرفته

دلم گرفته

چند روزی هست که رفتار عجیب غریبی دارم! اینو خودم هم احساس میکنم! آدمای زیادی برام اعتبار ندارن. فکر میکنم آدم ها ارزش وقت تلف کردن (به هر نحوی که فکرشو بکنی) ندارن. چون چیزی یادشون نمیمونه یعنی تلاش نمی كنن كه بمونه! در عین حال که خیلی حافظه خوبی دارن، از وقتی اراده میکنن دیگه چیزی یادشون نیست! دوست دارم با موجوداتی غیر از آدم ها سر و کار داشته باشم. منظورم سگ و موش و ... بیشتر بخوانید »

هر بار که میخوام اینجا چیزی بنویسم ، زیاد فکر میکنم! خودم رو در قبال نوشته های خودم مسئول میدونم. ولی هر چی فکر میکنم میبینم چیزایی که می خوام بنویسم به جز خودم به درد هیچ کسی نمیخوره. شاید اگه من رو هم به اون حد از فکر کردن نرسونه، به درد خودم هم نخوره. یعنی اگه عكس های هواپیمای جاسوسی امریکا (پهپاد RQ170) رو برا نمایش میذاشتم فایده ش برا ملت بیشتر بود. ولی اگه چیزی رو که من مد نظرم بوده کسی گرفته باشه احتمالاً داره این وبلاگ رو دنبال میکنه. به هر حال هنوز از این مزخرف گویی خسته نشدم. از جایی كه دوسه روزه مستقل شدم.تا خودم نخوام کسی نمیتونه جلوی منو بگیره ! این یعنی ، تا من هستم، این وبلاگ هم هست.

برگشتم !

برگشتم !

سلام به همه دوستای گلم.بعد از یکی دوماه بالاخره سایت تکمیل شد! و این بار امیدوارم که دیگه مشکلی پیش نیاد و همیشه سایت با مطالب خوبش واسه شما و من بمونه.این پست رو می نویسم تا جواب خیلی از سوالاتتون رو بدم. ببینید اولا من سایتم رو عوض نکردم که بعضی ها میگن سایت قبلیت بهتر بود! خودتون مشاهده کردید که تمام نوشته های سایت قدیم پرید! و مجبور شدم کلا  برم از یه جا دیگه هاست ... بیشتر بخوانید »

برو بالای صفحه