کاش می تونستم

کاش می تونستم

کاش میتوانستم با دستانی که محکوم به نوشتنند تنهاییم، دلتنگیم و سکوت سرد فاصله ها را برایت نقاشی کنم. کاش میدانستی عشق چه رنگی دارد تا میتوانستم از دلتنگی هایم با همان رنگ برایت بوم بسازم. کاش میتوانستی شب هنگام ... بیشتر بخوانید»»

دلم گرفته

دلم گرفته

چند روزی هست که رفتار عجیب غریبی دارم! اینو خودم هم احساس میکنم! آدمای زیادی برام اعتبار ندارن. فکر میکنم آدم ها ارزش وقت تلف کردن (به هر نحوی که فکرشو بکنی) ندارن. چون چیزی یادشون نمیمونه یعنی تلاش نمی ... بیشتر بخوانید»»

خسته شدم

هر بار که میخوام اینجا چیزی بنویسم ، زیاد فکر میکنم! خودم رو در قبال نوشته های خودم مسئول میدونم. ولی هر چی فکر میکنم میبینم چیزایی که می خوام بنویسم به جز خودم به درد هیچ کسی نمیخوره. شاید ... بیشتر بخوانید»»

برو بالا !