نامه به مترجم

نامه ای که خواهید خواند نامه ساموئل بکت به مترجم ایتالیایی آخر بازی است.

جناب مترجم، من روی تک تک کلماتم فکر کرده ام،پس لطفی بکن و هیچ خلاقیتی بروز نده. اگر روزی بفهمم کلمه ای از متنم کم شده است وکیلم را سراغت می فرستم.

– قبل از ترجمه نمایشنامه دو عدد ترب کوهی بخور و بعد چند ساعت داخل فریزر دراز بکش تا احساس مرا بهتر درک کنی.

– شاعرانگی موقوف. کلمات بار عاطفی مشخصی دارند. پس احساس مبتذلت را به متن من نچسبان. یک بار تی اس الیوت بی سواد ((آخرین نوار کراپ)) مرا به نظم درآورد، می خواستم بروم و سرزمین هرزش را آتش بزنم.

– هیچ علاقه ای به یادگیری ایتالیایی ندارم اما اگر ببینم جملاتت بلندتر یا کوتاه تر از جملات من است جلوی انتشار کتاب را می گیرم،همیشه به یاد داشته باش من نویسنده ام و تو مترجمی.

– پیش از نوشتن هر کلمه پنج دقیقه مکث کن، حتما پیشنهاد می کنم یک کرنومتر بخر.

– از کلمات محدود استفاده کن،فراموش نکن که هیچ کلمه ای مترادف ندارد. ((در انتظار گودو)) را با سیصد و پنجاه کلمه نوشتم و (( آخر بازی)) هم دویست کلمه بیشتر ندارد. ما ایرلندی ها بلاغت را در عصر اسکار وایلد به خاک سپردیم اکنون عصر لکنت است
– اگر روزی ترجمه ات چاپ شد لطفا این نامه را آتش بزن. بیزارم از اینکه خلوت ذهنی ام به دست مشتی خواننده ابله بیفتد.

 

منبع: مطالعات زبان و ترجمه

دیدگاهی ثبت کنید

- آدرس ایمیلتان منتشر نمیشود.
- گزینه های الزامی ستاره دار شده اند *

*

نوزده + سیزده =

برو بالا !