آرشیو دسته: دل نوشته

اگر یک روز آن چنان احساس خفقان کردی که به سرت زد چمدانت رو ببندی و بی‌خبر و بدون خداحافظی راهت را بگیری و بروی پشت سرت را هم نگاه نکنی‌؛ برو…
با خیال راحت این کار رو بکن…
مطمئن باش هیچ اتفاقی‌ برای هیچ کس نخواهد افتاد..!

ما را هم یک روز بی‌ خبر و بدونِ خداحافظی گذاشتند و رفتند..
چه شد؟؟؟ مگر مُردیم؟؟؟

#نیکی‌_فیروزکوهی

افتادیم رو تکرار

افتادیم رو تکرار

دیگه کلمات هم ناقصن؛ دیگه نمیشه باهاشون بازی کرد. دیگه جمله ای نمونده که گفته نشه، دیگه احساسی برای بیان نداریم، دیگه هیچ صحنه ای زیبا نیست. هیچ شعری حرف جدیدی برای گفتن، هیچ عکسی صحنه جدیدی و هیچ کتابی ... بیشتر بخوانید»»

بعضي آدمها دنيارو زيبا ميکنند

بعضي آدمها دنيارو زيبا ميکنند

بعضی آدما دنیا رو زیبا میکنن… آدمایی که هروقت ازشون بپرسی چطوری؟ ميگن «خوبم» وقتی میبینن یه گنجشک داره رو زمین غذا میخوره راهشون رو کج میکنن که اون نپره. اگه دستشون یخ هم بزنه، دستتو ول نمیکنه بزاره تو جیبش. آدم هایی ... بیشتر بخوانید»»

“ وقتی میتونی با یه نقطه تمومش کنی، نه سکوت کن که هر کی هر چی خواست بگه بهت، نه سه نقطه بزار که رابطه ات رو ادامه بدی و نه با علامت سوال، سوالیش کن واسه طرف مقابلت ”

زندگی صحنه اعدام ما انسان هاست.
طناب دور گردنمان از جنس هوس.
پاهایمان روی صندلی عفت و آبرو.
دستمان بسته شده با دروغ و طمع.
و چشمانمان را بسته اند با غرور و حسد.

که تماشاگرانش دوستان خودمان اند.
مجری این اعدام زندگیست.

و حاکم این شهر کسی نبود جز خودمان
اعداممان خواهند کرد به هیچ جرمی.

برو بالا !