“ دورِ دور مرو که مهجور گردی، و نزدیکِ نزدیک میا که رنجور گردی ”

- عطار -

اگر تمام روز احساس ترحم کنید و از رفتاری که با شما شده است غمگین باشید، به خاطر سهمی که در زندگی نصیبتان شده است ناله کنید، فرد یا چیز دیگری را به خاطر شرایط بدِتان مقصر بدانید، زندگی طولی‌تر و سخت‌تر میشود. اما اگر حاضر نباشید دست از رویایتان بکشید، قامت‌تان را صاف کنید و در برابر شرایط سخت استقامت داشته باشید، زندگی میشود آنچه از آن انتظار دارید و می‌توانید آن را زیبا کنید. هرگز زنگ را نزنید!

از کتاب “تختت را مرتب کن” نوشته ویلیام اچ مک‌ریون

پهلوون

پهلوون

تو که پهلوون بازی،می‌دونی پهلوون کیه! پهلوون برای یتیم پدر! برای وامونده عصاست! برای درمونده دسته! برای مظلوم حقه! برای ظالم مرگه! برای هرچی نامردی ترس! پهلوون نه اهل چاپو چوپه! نه بادو برووت! پهلوون اونی که سینش سنگ رو بشکافه! دلش مثل یه شیشه با یه تقه ترک برداره! پهلوون با خاکی هاش خاکیه! با معرفتاش قاطی! پهلوون اهل صفاست! مرد وفاست! گره گشای مشکلاست! پهلوون بودن وموندن به ایناست! نه به عشق لاتی وخط رو ... بیشتر بخوانید »

برای گفتن من شعر هم به گل مانده
نمانده عمری و دگر صدها سخن به دل مانده
صدا که مرهم فریاد بود زخم مرا
به پیش زخم عظیم دلم خجل مانده
از دست عزیزان چه بگویم گله ای نیست
گر هم گله ای هست دگر حوصله ای نیست
سرگرم به خود زخم زدن در همه عمرم
هر لحظه جز این دست مرا مشغله ای نیست

دیری است که از خانه خرابان جهانم
بر سقف فرو ریخته ام چلچله ای نیست
در حسرت دیدار تو آواره ترینم
هر چند که تا منزل تو فاصله ای نیست
روبروی تو کیم من ؟ یه اسیر سرسپرده
چهره ی تکیده ای که تو غبار آینه مرده
من برای تو چی هستم ؟ کوه تنهای تحمل
بین ما پل عذابه منه خسته، پایه ی پل
ای که نزدیکی مثل من به من اما خیلی دوری
خوب نگام کن تا ببینی چهره درد و صبوری
کاشکی میشد تا بدونی من برای تو چی هستم
از تو بیش از همه دنیا از خودم بیش از تو خستم
ببین که خستم تنها غروره عصای دستم
از عذاب با تو بودن در سکوت خود خرابم
نه صبورم و نه عاشق من تجسم عذابم
تو سراپا بی خیالی من همه تحمل درد
تو نفهمیدی چه دردی زانوی خستمو تا کرد
زیر بار با تو بودن یه ستون نیمه جونم
اینکه اسمش زندگی نیست جون به لبهام میرسونم
هیچی جز شعر شکستن قصه ی فردای من نیست
این ترانه ی زواله این صدا صدای من نیست
ببین که خستم تنها غروره عصای دستم

تمدن

تمدن

قبلا شنیده اید که یک ﻛﻤﭙﺎﻧﯽ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎﻳﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﻪ ﺭﺥ ﻛﺸﻴﺪﻥ ﻗﺪﺭﺕ ﺗﻜﻨﻮﻟﻮﮊﯼ ﺧﻮﺩ، ﺳﻴﻤﯽ ﺑﻪ ﺿﺨﺎﻣﺖ یکﻫﺰﺍﺭﻡ ﺗﺎﺭ ﻣﻮﯼ ﺍﻧﺴﺎﻥ تولید و ﺑﺮﺍﯼ ﻛﻤﭙﺎﻧﯽ ﺭﻗﻴﺒﺶ ﺩﺭ ﮊﺍﭘﻦ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩ. ﻣﺪﺗﯽ ﺑﻌﺪ ﻛﻤﭙﺎﻧﯽ ﮊﺍﭘﻨﯽ ﻫﻤﺎﻥ ﺳﻴﻢ ﺭﺍ ﭘﺲ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩ، ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﻛﻪ ﺭﻭﯼ ﺁﻥ ﺳﻴﻢ ﺑﻪ ﻓﻮﺍﺻﻞ ﻣﻨﻈﻢ ﺳﻮﺭﺍﺥ و سه سیم نازک تر از داخل آن رد ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ! ﺍﻣﺎ ﺁﻧﻬﺎیی ﻛﻪ ﮔﻤﺎﻥ ﻣﯽﺑﺮﻧﺪ ﺷﻜﻮﻩ ﺗﻤﺪﻥ ﮊﺍﭘﻦ ﺍﺯ ﻗﺪﺭﺕ ﺗﻜﻨﻮﻟﻮﮊیک ﺁﻥ ﺑﺮﻣﯽﺧﻴﺰﺩ، ﺩﭼﺎﺭ ﺳﺎﺩﻩﺍﻧﺪﻳﺸﯽ ﻭ ﺳﻄﺤﯽﻧﮕﺮﯼﺍﻧﺪ. ﺗﻤﺪﻥ، ... بیشتر بخوانید »

“ قصه عشق و زندگی این است: پرسه در کوچه‌های تکراری. شعرهایی برای ننوشتن و خواب‌گاهی برای بیداری ”

- یاسر قنبرلو -

خائنانه‌ترین خیانت‌ها آنهایی هستند که وقتی یک جلیقه‌ نجات در کمدت آویزان است، به خودت دروغ می‌گویی که احتمالاً اندازه‌ی کسی که دارد غرق می‌شود نیست. اینجوری است که نزول می‌کنیم و همین‌طور که به قعر می‌رویم، تقصیر همه‌ی مشکلات دنیا را می‌اندازیم گردن استعمار و کاپیتالیسم و شرکت‌های چند ملیتی و سفید پوست احمق و امریکا، ولی لازم نیست برای تقصیر اسم خاص درست کرد.
نفع شخصی؛ ریشه‌ی سقوط ما همین است.

“ شرافت یعنی اگر نمیتونید کسی رو دوست داشته باشید، کسی رو هم به خودتون وابسته نکنید. ”

- شرافت -
ملکوت

ملکوت

شما می توانید در این چند روز باقی مانده، در این یک ھفته باقی مانده، به اندازه صدھا سال عمر کنید، از زندگی و از ھم تمتع کافی بگیرید، بخوانید، برقصید، چند رمان مطالعه کنید، بخورید، بنوشید، یکی دو شاھکار موسیقی گوش کنید. چه فرق می کند؟ اگر قرن ھا ھم زنده باشید ھمین کار ها را خواھید کرد. پس مسئله فقط در کمیت است و نه کیفیت، و آدم عاقل کارھای یکنواخت و ھمیشگی را سال ھای ... بیشتر بخوانید »

کمی تفریح گرافیکی

برو بالای صفحه